ابو القاسم گرجى

63

ادوار اصول فقه

ورزيده . همين‌قدر معلوم است كه در كودكى بين دوازده و پانزده سالگى نزد ابن نباته به فراگرفتن ادب اشتغال داشته « 1 » و بنابراين به‌نظر مىرسد كه در آن هنگام كه مادرش او را براى تحصيل فقه ، نزد « مفيد » برده ، سنّ او از حدود پانزده سال كمتر نبوده زيرا برادرش « رضى » نيز با او بوده و « رضى » در حدود چهار يا پنج سال از او كوچك‌تر بوده . بعيد است كه او قبل از اينكه طرفى از علوم ادبى - كه مقدّمهء فقه است - بسته باشد به تحصيل فقه اشتغال ورزيده باشد . آثار علمى و ادبى او گواه صادقى است بر اينكه او از سنين كودكى در تحصيل دانش نهايت كوشش را مبذول مىداشته به‌طورىكه در بيست و هفتمين سال عمر خود مرجع فقهى و كلامى شمرده شد و از اين پس اماميّه و غير اماميّه از بلاد مختلف اسلامى به وسيلهء نامه‌ها و رساله‌ها به او رجوع مىكردند . « 2 » مقام علمى « مرتضى » بىنياز از بيان است . وى بىشك يكى از بزرگ‌ترين دانشمندان شيعهء اماميه محسوب مىشود و چنان‌كه از تصنيفات و تأليفات بسيار او به دست مىآيد در بسيارى از علوم عصر خويش چون كلام ، فقه ، اصول ، تفسير ، فلسفهء الهى ، فلك ، انواع ادب : از لغت ، نحو ، معانى ، انشاء ، شعر و مانند اين‌ها استادى ماهر ، بلكه يگانهء عصر خويش بوده است . او كوشش خود را بيشتر به فقه و كلام و ادب اختصاص مىداد و از اين رهگذر به مذهب شيعهء اماميه و استحكام آراى اصلى و فرعى ايشان خدمت مىكرد . روش او در اصول ، پيروى از دليل عقل بود و ازاين‌رو نه تنها با اشاعره بلكه حتى با ظاهريان از اماميه نيز مخالفت مىكرد . در فقه به خبر واحد عمل نمىكرد و در استنباط احكام از ادلّهء اصوليهء لفظيّه و عقليّه استفاده مىكرد و لذا با محدثان و اخباريان از اماميه نيز موافقت نداشت . در بيان مطالب بدون اينكه به تمهيد مقدّمه بپردازد وارد اصل مطلب مىشد و هيچ‌گاه از غرض به دور نمىرفت . جز به قصد توضيح و يا تمثيل به‌طور استطراد چيزى به ميان نمىآورد و در اين صورت پس از انجام مقصود به‌زودى به اصل مطلب بازمىگشت . در بحث‌ها و سخنان خود طالب چيزى جز حقيقت نبود و لذا راه جدل و خصومت نمىپيمود و از طريقهء اعتدال منحرف نمىشد و خلاصه : همواره متوجه مسئوليت خود

--> ( 1 ) - « روضات الجنات » نقل از « الدرجات الرفيعة » ، چاپ دوم ، ص 375 . ( 2 ) - « المسائل الموصلية الاولى » ؛ ملاحظه شود كه در سال 382 نوشته شده است .